021-88813193

اکتشاف مس خرانق

شرح پروژه

هدف این پروژه شناسایی و انجام عملیات اکتشاف از مراحل اولیه تا مطالعات تفضیلی و تهیه گزارش پایان عملیات اکتشاف به منظور اخذ گواهی کشف برای ماده معدنی سنگ مس بود.

خلاصه روند اکتشافی انجام شده در این محدوده به این شرح است:

مرحله ۱) شناسایی و پی جویی در مقیاس ۱:۲۰۰۰۰ : در این مرحله کل مساحت ۴۰۰ هکتاری این محدوده مورد مطالعات دفتری قرار گرفت و پس از بررسی نقشه های زمین شناسی، عکس های هوایی، گزارشات سازمان زمین شناسی و بررسی کارهای گذشته انجام شده در محدوده ، طی ۲ روز محدوده مورد پیمایش قرار گرفت. خروجی این مرحله تعیین مساحت ۱۰۰ هکتاری به عنوان ناحیه پتانسیل دار برای کانی زایی عنصر مس بود.

مرحله ۲) تهیه نقشه زمین شناسی و توپوگرافی ۱:۵۰۰۰: در این مرحله کل ناحیه ۱۰۰ هکتاری توسط یک تیم سه نفره متشکل از یک کارشناس زمین شناسی، یک کارشناس تکتونیک و یک کارشناس اکتشاف معدن مورد پیمایش زمینی قرار گرفت. کلیه عوارض ساختاری و واحدهای زمین شناسی در این مرحله تفکیک و تیپ کانی زایی در محدوده تشخیص داده شد. خروجی این قسمت تعیین ناحیه آنومالی  برای اکتشاف تفضیلی به مساحت ۳۵ هکتار بود.

مرحله ۳) مطالعات اکتشافی در مقیاس ۱:۱۰۰۰ : در این مرحله علاوه بر نمونه برداری و انجام انالیز های لازم و تهیه نقشه های زمین شناسی و توپوگرافی در مقیاس ۱:۱۰۰۰ از ناحیه آنومالی، تعداد ۱۰۰۰ نقطه ژئوفیزیکی به روش IP-RS با آرایه های مستطیلی، دوقطبی -دوقطبی و قطبی-دوقطبی برداشت انجام شد. خروجی این مرحله تعیین روند رگه های مس دار و مشخص شدن گستردگی رخنمون های ماده معدنی در محدوده بود. مساحت ناحیه آنومالی در خروجی این مرحله ۵ هکتار معرفی شد.

مرحله ۴) انجام مطالعات در مقیاس ۱:۵۰: در این مرحله تعداد ۱۱ ترانشه جمعاً به طول ۹۵ متر، در نواحی کانی زایی حفر گردید و مقاطع قائم زمین شناسی ۱:۵۰ از ترانشه ها ترسیم شد. با توجه به داده های بدست آمده و حجم عملیات صورت گرفته تا این مرحله مدل سازی ذخیره صورت گرفت.

مرحله ۵) مدلسازی و ارزیابی ذخیره در محیط نرم افزار DATAMINE:

با توجه به محدودیت های کارفرما در ادامه عملیات و انجام مغزه گیری و گمانه زنی. با توجه به به اطلاعات سطحی و ترانشه های موجود و در نظر گرفتن یک مدل منطبق بر شواهد زمین شناسی و تکتونیکی مدل سازی در نرم افزار دیتا ماین انجام گرفت و ذخیره زمین شناسی( محتمل) برای این محدوده تعیین گردید.

در کلیه مراحل متناسب با هدف هر مرحله از اکتشاف و نوع نمونه، آنالیزهای لازم بر روی نمونه ها برداشت شده صورت پذیرفت. در این پروژه جمعاً ۳۳ نمونه برداشت که مورد انالیز های ICP-XRF-XRD، تعیین درصد اکسید مس، وزن مخصوص و تهیه مقاطع نازک و صیقلی قرار گرفت.

نقشه-زمین-شناسی

زمین شناسی و زمین ساخت محدوده اکتشافی  در مقیاس ۱:۵۰۰۰

پس از بررسی های دفتری و بازدید های میدانی از مساحت ۴ کیلومتر مربعی محدوده مجوز اکتشاف، ۱ کیلومتر مربع به عنوان ناحیه محتمل برای کانی زایی مس جهت مطالعات در مقیاس ۱:۵۰۰۰ انتخاب شد. گستره محدوده برداشت­ ۱:۵۰۰۰ متشکل از لایه­ های شیل و ماسه ­سنگ می­باشد. عملکرد گسلش و چین­ خوردگی به عنوان ساختارهای اصلی باعث ایجاد درزه ­ها و شکستگی­ های متعددی در این واحد های سنگی می ­شود. این شکستگی­ ها منجر به تشکیل و رخنمون کانی­ سازی مس با سیمای رگه-رگچه ­ای شده است. تصویر ذیل نقشه زمین شناسی ۱:۵۰۰۰ محدوده را نشان میدهد.

نقشه زمین شناسی 1:5000

زمین شناسی محدوده اکتشافی در مقیاس ۱:۱۰۰۰

گستره محدوده برداشت­ ۱:۱۰۰۰ متشکل از لایه ­های شیل و ماسه­ سنگ متعلق به سازند نایبند-شمشک به سن تریاس-ژوراسیک می­باشد. کنتاکت زیرین این واحدها گه در محدوده دیده نمی­شود، بطور دگرشیب بر روی سازند شتری همرا با یک سطح فرسایش کارستی و ضخامتی از خاک قدیمه آغشته به اکسید آهن دیده می­شود و بطور محلی مقادیری باریت، گالن و برخی کانی­های خاص نواحی کارستی در آن دیده می­شود.لایه ­های شیلی رخنمون یافته در محدوده شامل شیل ­های متورق خاکستری تا سبز و خاکستری تیره می­باشند که بطور محلی تاحدی حالت فیلیتی داشته و در این حالت واجد رگه-رگچه ­های فراوان سیلیسی است. عملکرد گسلش و چین­ خوردگی به عنوان ساختارهای اصلی باعث ایجاد درزه­ ها و شکستگی ­های متعددی در این واحد­های سنگی می­شود. این شکستگی­ ها منجر به تشکیل و رخنمون کانی­ سازی مس با سیمای رگه-رگچه ­ای شده است.

ژنز کانی مس در محدوده

کانی سازی در منطقه معدنی دیرین همچنان که در بخش دگرسانی ها نیز اشاره شد یک سیستم رگه ای است. رگه های رخنمون یافته در این محدوده شامل دو دسته می باشند:

  • رگه های باریتی فاقد کانی سازی مس
  • رگه های سیلیسی همراه با کانی سازی مس

 

رگه های باریت دار به لحاظ روابط صحرایی در ترازهای توپوگرافی بالاتری نسبت به نوع سیلیسی کانه دار قرار گرفته اند. این رگه ها شامل مجموعه ای هم راستا با همان روند اصلی NW-SE هستند. رگه ها مذکور تنها شامل باریت ها کریستالین با بافت های موزائیکی تا رز صحرایی در بخش های سطحی می باشند که ناخالصی های ضعیفی از هیدروکسیدهای آهن به صورت آغشتگی در متن آن ها وجود دارد. این باریت ها با کانی دیگری همراه نبوده و در واقع یک فاز هیدروترمالی مجزا در تشکیل آن ها دخیل بوده است.

رگه های سیلیسی منطقه عموماً با زون های برشی و کانی سازی همراهی می شوند. کانی سازی در این رخنمون ها در بخش های سطحی بیشتر شامل کانی های ثانویه و اکسیدان مس از جمله مالاکیت و به میزان کمتر آزوریت، کوولیت و حتی نئوتوسیت و تنوریت است. رگه ها و رگچه های سیلیسی کانه دار عموماً با زون های برشی شدیداً سیلیسی شده همراه هستند که این زون ها خود در اثر فعالیت های تکتونیکی و هیدروترمالی در متن سنگ های میزبان رسوبی ایجاد شده اند. روند عمومی زون های برشی و کانه دار سیلیسی منطقه همچنان که پیش از این ذکر شد یک روند عمومی جنوب شرق- شمال غربی است. تأثیر محلول های گرمابی در طول این شکستگی های گسله سبب ایجاد دگرسانی های مختلف از جمله سیلیسی و آرژیلیک همراه با تشکیل رگه و رگچه های آمیتیست- آدولاریا و سریسیت با ضخامت های مختلف شده است.

کانی زایی مس رگه ایی نوع سولفیداسیون پایین

با توجه به مطالعات صورت گرفته بر روی کانسار مذکور و تطبیق آن با مدل های مشابه کانساری مختلف دنیا و تشابهی که کانسار مذکور از جنبه های مختلف (سنگ میزبان، کانی سازی، دگرسانی، کانی های گانگ و همراه) با کانسارهای اپی ترمال دارد می توان گفت که این محدوده در واقع یک کانسار اپی ترمال مرتبط با توده های نفوذی بارور عمقی و مدفون است.

بر این اساس مطالب ذکر شده در مورد کانسارهای نوع سولفیداسیون بالا و پائین می­توان شباهت­های کانی سازی منطقه مورد مطالعه را با کانسارهای اپی ترمال نوع سولفیداسیون پائین به صورت زیر بیان نمود:

  • شباهت در جایگاه تکتونیکی و ماگماتیسم منطقه با کانسارهای LS
  • شباهت سیستم­های دگرسانی منطقه و رعایت زون­بندی در دگرسانی­ها
  • وجود لیتولوژی­های مرتبط با کانی سازی سولفیداسیون پائین در منطقه
  • شباهت­های بسیار بالای در ساخت، بافت و نوع کانی سازی و همچنین وجود کانی سازی سولفیدی همراه با کانی های گانگ مشابه در منطقه با سیستم­های LS
  • عدم حضور کانی های باطله باریت در رگه های کانه دار و وجود فاز باریتی مجزا نسبت به کانی سازی Cu
  • عدم حضور سیستم دگرسانی نوع آرژیلیک پیشرفته و همچنین کانی آلونیت در دگرسانی های این کانسار
  • وجود سیستم دگرسانی سیلیسی (کلسدونی)- آدولاریا- سریسیت
  • نسبت پائین گوگرد به فلز در کانی سازی منطقه مورد مطالعه

مطالعات ژئوفیزیکی

با توجه به شواهد صحرایی در محدوده برداشت عامل کنترل کننده کانی سازی زونهای گسله و واحدهای سیلیسی در نظر گرفته شده و هرچند کانی های سولفوره مس در محدوده برداشت به فرآوانی مشاهده نشده است ولی به دلایل ذکر شده روش مقاومت ویژه و پتانسیل القایی جهت بررسی بیشتر محدوده انتخاب شد. وجود پیریت و لایه های رسی و همراه با مواد آلی در محدوده مطالعاتی مواردی است که می تواند نتایج بررسی های ژئوفیزیک را دچار اشکال کرده و انتخاب زون های بی هنجار مناسب جهت بررسی های اکتشافی را دشوار کند. در این محدوده با توجه به ضخامت کم رگه های ماده معدنی و عدم وجود شواهدی مبنی بر وجود توده های نفوذی نزدیک به سطح باعث شد تا فاصله الکترودی جهت طراحی شبه مقاطع کوچک و در حد ۱۰ متر انتخاب شود و این موضوع باعث کاهش عمق نهایی اکتشاف شده است. در بیشتر شبه مقاطع برداشت شده و همچنین در آرایش مستطیلی برداشت شده مشخص شد که زونهای بی هنجار شارژابیلیته و مقاومت ویژه اکثرا منطبق بر یک واحد لیتولوژی خاص بوده و ارتباطی چندانی با کانی سازی ندارد و افزایش مقدار نویز در داده های با افزایش عمق اندازه گیری نکته دیگری است که در این مطالعات باید مورد توجه قرار گیرد. از بررسی داده های مدلسازی شده از تمامی شبه مقاطع مشخص شد که مقادیر شارژابیلیته حدود ۶ یا ۷ اهم متر که منطبق با محدوده های دارای مقاومت ظاهری حدود ۷۰۰ اهم مترمی باشند با بخش های دارای رخنمون ماده معدنی انطباق بیشتری دارند.  با استفاده از داده های ژئوفیزیک و تلفیق با داده ها و نقشه های زمین شناسی تعدادی زون بی هنجاری که در اطراف زونهای گسله و در نزدیکی رخنمونهای رگه سیلیسی هستند انتخاب شد که با توجه به شواهد مثبت زمین شناسی می توان این زونهای بی هنجار را برای انجام مراحل بعدی اکتشاف انتخاب نمود.

مدل سازی و ارزیابی ذخیره

یکی از مهم‌ترین هدف‌های عملیات اکتشافی، محاسبه ذخیره است. تنها پس از این مرحله است که می‌توان در مورد کانسار و امکان استخراج اقتصادی آن قضاوت کرد. روش‌های محاسبه ذخیره، بسته به مشخصات کانسار و اطلاعات آن متفاوت است. در کلیه روش‌ها لازم است مساحت، عمق و عیار ماده معدنی را به دست آورد و محاسبه را انجام داد. برای تعیین عیار متوسط کانسار باید از بخش‌‌های مختلف توده معدنی نمونه‌برداری کرد و سپس آن را به روش مناسبی با دقت و صحت بالا آنالیز کرد. نکته مهمی که در مورد نمونه‌برداری باید به آن توجه کرد آن است که نمونه‌های تهیه‌شده باید تمام محدوده ماده معدنی موردنظر را دربر بگیرد و معرف عیار ماده معدنی باشد.در مدل­سازی تخمین ذخیره این کانسار و بخصوص محاسبه حجم زون‌های مختلف ماده معدنی، از نرم‌افزار تخصصی معدنی DATAMINE استفاده می‌شود. بدین ترتیب که ابتدا پس از تهیه نقشه زمین‌شناسی و در نظر گرفتن رخنمون‌های سطحی و البته نتایج برداشت‌های ژئوفیزیکی، ۱۱ ترانشه که تقریباً کل مساحت محدوده معدنی را پوشش می‌دهند، پیشنهاد و حفر گردید. سپس تک‌تک ترانشه ­ها ازنظر جنس سنگ، وجود یا عدم وجود کانی‌زایی، شیب و امتداد لایه و … برداشت شد.

میزان پیشرفت پروژه

تهیه نقشه های زمین شناسی 1:5000 و 1:1000
مطالعات ژئوشیمی
مطالعات ژئوفیزیکی
مدل سازی و ارزیابی ذخیره
تهیه گزارش پایان عملیات اکتشاف
عنوان پروژه: اکتشاف مس و تهیه گزارش پایانی اکتشاف محدوده خرانق
مکان پروژه : یزد روستای دیرین
مساحت: ۴ کیلومتر مربع
تاریخ پروژه : ۱۳۹۴-۱۳۹۵
مدت: ۱ سال
تعداد کارشناس:  ۸ نفر
کارفرما: بخش خصوصی
دسته خدمات: مشاوره مهندسی اکتشاف معدن
نیاز به مشاوره در این زمینه دارید؟
از اینجا آغاز کنید.

آیا سوالی دارید ؟

شما همیشه می توانید با ما از طریق ایمیل یا تلفن یا فرم تماس با ما در ارتباط باشید .
به کانال ما بپیوندید